فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
197
مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )
انعقاد يافته باشد اين فقير را كه از مقام تواضع و انكسار به حكم « من تواضع للّه رفعه » « 1 » صفّ نعال قبل از خروج حضرت از زيارت حضرت والدهء مكرّمه اختيار كرده بودم بعد از خروج باشارت تعيين و تخصيص مشرّف فرموده بر صدر صفّ جاى و مقام معيّن ساختند و به بسط كلام و ممالحت « 2 » [ 86 پ ] در چنان مجلس مشرّف فرمودند و تمام مخاطبات و محاورات با اين فقير حقير جارى شد و مباحثات عظيمه در ميان آمد و شايد بعضى از آن مباحثات سابقا در همين كتاب سمت گزارش يافته باشد . بعد از فراغ از مباحثات ، فرمودند بشارت عيد سعادت اثارت زدند و امروز روز فراغ از بحث است و روز اشتغال بعيش و راحت . بر حكم فرمودهء « انّ لكل قوم عيدا و هذا يوم عيدنا » امروز كه روز عيدست ترك مباحثه و حكايات صوفيان و زاهدان مىبايد نمود . بعد از آن فرمودند كه سحرگاه اين روز غزلى تركى وارد شده و فرمودند كه در آن غزل مباحثات خواجهء مولانا را ياد كردهايم و جمعيّت سلاطين و شكوه و حشمت اين عيد سعيد كه چنين جمعيتى ديگر در قرون و اعصار بعيدست ، مذكور شده . بعد از آن امر عالى صادر شد كه خوانندگان مجلس همايون آن غزل تركى را بحسن صدا بخوانند و چون مضمون آن غزل حكايت از حشمت آن عيد مىكند و تخلص غزل دلالت بر كمال عبادت و تواضع آن حضرت مىنمايد ، مناسب است كه درين مقام بصورته منقول شود تا از جلايل فوايد و مقاصد آن مردمانرا حقيقت و كيفيت آن نزد افهام و عقول ظاهر و لايح گردد و غزل اين است . غزل گوردنك بارى سلطانلار بوعيد قيامت نى * مين نيجه كاتار تابين اى شيخ رياضت نى [ ؟ ] اى خواجهء مولانا تينكله بونه غوغا دور * بو روضهء دولت تور چال عيد سعادت نى بو عيد سعادت داگيلدى بارى سلطانلار * جام مى عشرت توت اور طبل بشارت نى گوردونك بنر و عيد آيى بىتاب بنر و لاغر [ كذا ] * زاهد ئيله صوفى غه قيلدى بو اشارت نى
--> ( 1 ) - و ما تواضع احد للّه الارفعه اللّه . مسلم بن حجاج : بر 69 - ترمذى : بر 82 - الدارمى : زكات 35 - الموطاء : صدقه 12 . ( 2 ) - در اصل : ممالجت .